![]() | امروز | 62 |
![]() | کل بازدیدها | 18697 |
آیا ما ثروتمند یا فقیر آفریده شده ایم ؟
ا توجه به این که قرآن میفرماید:«نحن قسمنا بینهم معیشتهم» (سوره زخرف، آیه 32.) ; پس اگر فقیری یا ثروتمندی در جامعه باشد، خواست خداوند است; بنابراین، کمک به فقیری که فقرش معلول خواست واراده خداست، چه معنایی دارد؟
پاسخ این پرسش بستگی به شناختن نحوه رازقیت خداوند دارد; آن طورکه شایسته قدوسیت و کبریایی اوست، آن گاه روشن می شود که رزاقیت نسبت به بندگان با این که مکلف باشیم، منافات ندارد. چرا که اگر منافات داشت، خود قرآن کریم که خداوند رابه رزاقیت وصیت کرده، سعی، عمل و کوشش را واجب نمی کرد و نیز اولیای الهی برای احقاق حقوق مردم، جانباز ی و فداکاری نمی کردند.

فرار به سوي کدام پيروزي؟
فرار به سوي کدام پيروزي؟ دكتر محمد کياسالار: عصر جمعه، بلافاصله بعد از اينکه سوت پايان بازي به صدا درآمد، دوربينهاي تلويزيوني شروع کردند به شکار صحنهها. درست در همان
دقايقي که جايگاهِ قرمزها داشت زير پايکوبي تماشاگران ميلرزيد، روي سکوهاي آبينشينِ استاديوم چهرههايي شکار شدند که انگار غم دنيا توي دلشان خانه داشت؛ گريان، افسرده، مات و مبهوت. صبح همان روز نيز در يکي از برنامههاي ورزشي تلويزيون، گفتگوي گزارشگر برنامه با نوجوانان و جواناني پخش شد که از شهرستانهاي دور و نزديک به تهران آمده بودند تا بازي را توي استاديوم از نزديک ببينند؛ نوجوانان و جواناني که خيليهايشان ميگفتند براي تشويق تيم مورد علاقهشان دو سه روز پشت درهاي بسته استاديوم ماندهاند. فکر ميکنيد آنها براي فراموشي برد و باخت تيم محبوبشان چقدر زمان ميخواهند؟
شواليه هاي جنگ سرد فرهنگي
شواليه هاي جنگ سرد فرهنگي عبدالله شهبازي «جنگ سرد» به دوران تاريخي اطلاق ميشود كه از اواسط دهه 1940م. با پايان جنگ دوم جهاني، آغاز شد و تا سال 1991 و فروپاشي
اتحاد جماهير شوروي، يعني حدود 45 سال، دوام آورد.شاخص اين دوران، رقابت و نبرد آشكار و پنهان سياسي، اقتصادي، تسليحاتي، اطلاعاتي و فرهنگي بلوك غرب، به رهبري ايالات متحده آمريكا، و بلوك شرق، به رهبري اتحاد شوروي، بود. اين نبرد در تمامي دوران طولاني فوق سايه سنگين و سياه خود را بر فضاي بينالمللي گسترد و سرنوشت بشريت را رقم زد. در اين دوران، روشنفكران نيز به دو جبهه اصلي كمونيست و ضد كمونيست تقسيم شدند و اگر مواضع روشنفكران مستقل و ميانهرو با نگرش يكي از اين دو جبهه اصلي روشنفكري تعارض مييافت به وابستگي به جبهه ديگر متهم ميشد. فضاي قطببندي
دور، چون با عشاق افتد تسلسل بایدش!
چه خورشیدهایی که خود، در نهایت شیفتگی، به دور خورشیدهای بزرگتر و نورانیتر میچرخند. مدار و منظومههای مختلف، همه، یک پیام دارند و آن این که در راه دلدادگی، آنچه مهم است گردش به دور محور و مرکز نور است و اگر ذرهای از این مسیر و مدار فاصله بگیریم، از مدار نور خارج شدهایم.
هنگامی که پیامبر اعظم به رسالت رسیدند، کسانی پیدا میشدند که ایشان را برای خود و رفع مشکلاتشان میخواستند. همراهی آنها در این بود که فقر و بیعدالتی رفع شود و وضعیت اقتصادی و بهداشتی و امور روزمره آنها پس از سالها عقب ماندگی و جاهلیت، رو به اصلاح رود. حتی کسانی بودند که آمدن او را امیدی برای انتقال قدرت به خودشان میدانستند و میخواستند از دیوار این دین جدید، نردبانی بسازند تا به مطامع خودشان برسند؛ هرچند اینها، همه، توهّمات این جماعت بود و هدف اسلام و رسالت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، غلبه و جهانی شدن دین اسلام بود.1
حکومت مهدوی و گسترش رحمت محمدی
در آن هنگام که خداوند رحیم، بهترین انسان تمام تاریخ را به رسالت مبعوث نمود، فلسفه رسالتش را اینگونه تبیین فرمود که: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ؛1 ما تو را به رسالت برنگزیدیم مگر برای رحمت بر جهانیان». حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) ، نیز تمام مأموریتش را بر پایه رحمت فراگیر بر تمام عالمیان قرار داد و مهر و قهر او در تمام مدت پیامبریش، جلوههایی از نگاه رحیمانه او بر انسان بود.
آن وجود آسمانی و مقدس، تمام تلاش خویش را برای گسترش رحمت و مهربانی در سراسر دنیا، به کار برد؛ و اگرچه دشمنی و کینه توزیهای دشمنان و جهل مردمان، مانع از تحقق جهانی آن شد، ولی این مأموریت بر زمین نماند. ائمه معصوم(علیها السلام) ، نیز یکی پس از دیگری، در این جهت سعی و کوشش بینظیری نمودند و البته اشاعه کامل آن توسط فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) ، حضرت مهدی (عجل الله تعالی الفرجه الشریف) بشارت داده شده است: «اُکمِل ذلک بِابْنِه محمد رحمةً لِلعالمَین».2
بیعت با امام موعود (عجل الله تعالی الفرجه الشریف)
روز نهم ربیعالاول، سالروز شروع امامت منجی عالم بشریت، موعود انبیاء، پایان بخش طومار حاکمیت طاغوت و برقرار کننده حکومت عدل الهی در سرتاسر زمین است. از این رو مناسب است که در این زمینه، چند کلمه¬ای با هم به گفتگو بنشینیم.
1- خداوند برای انسان، هدفی متعالی و بلندمرتبه در نظر گرفته است. رسیدن به این هدف والا ـ که همان مقام قرب الهی است ـ فقط در مسیر عبودیت و بندگی خدا ممکنپذیر می¬باشد: «یا ایتها النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ* ارْجِعِى إِلىَ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً* فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى* وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ».1
2- انسان برای رسیدن به این مقام بلند و هدف برتر، نیازمند راهنمایی و راهبری حجت¬های الهی است. از این رو، خداوند، پیشوایان آسمانی را برای دستگیری مردم در این مسیر فرستاد؛ تا هم هدف را به آنان یادآور شوند و هم راه را در قالب شریعت و دین برای آنان معرفی و تبیین کنند. پیامبران؛ هدف را برای مردم بیان کردند: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت؛ ما در هر امتى، رسولى برانگيختيم که خداى يکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید».2
بن مايه هاي غيبت امام عصر(عج) در روايات
مسأله ي امکان غيبت امام عصر(عج) و پيشگويي اين غيبت توسط ديگر حجج الهي از جمله شبهاتي است که درعصر حاضر، از جانب مخالفان مطرح شده است. آنان با زير سؤال بردن صحت اسناد روايات غيبت، برطبق مباني شيعيان ، مسأله ي غيبت امام دوازدهم را ساخته ي انديشه ي عالمان شيعي ومحدثاني چون نعماني وشيخ مفيد مي دانند.
براي پاسخ گويي به اين گونه شبهات، روايات معصومان مورد پژوهش قرار گرفت، وروشن شد که صدور روايات صحيح درمسأله ي غيبت از سده ي اول تا سوم به گونه هاي مختلف نشانگر پيشگويي هاي معصومان است.البته درقرن اول، روايات معدودي به صورت اجمالي براي افراد ويژه اي بيان شده که نشان از اسرار بودن آن دارد، ولي درقرن دوم گسترش يافته که نشانگر شيوع اين روايات است.
با بررسي اسناد روايات غيبت، مي توان، به ضرس قاطع، به پيشگويي غيبت، سال ها پيش از وقوع آن اطمينان داشت وروايت صحيح آن را براي قائم آل محمد (ص) اثبات کرده اند.
کليد واژه ها : امام مهدي (عج) قائم، غيبت، غيبت امام عصر، شبهات غيبت، مهدويت، غيبت نگاري.
حقايقى درباره يهوديت
حقايقى درباره يهوديت انگيزه بحث ما همگى ادعاى انساندوستى و عدالتخواهى داريم؛ ديگران را به برادرى و دوستى و صلح و آرامش در جهان فرا مىخوانيم. همه ما در انتظار روزى هستيم
كه انسانيت از شرّ اختلافات ومصيبتهاى جنگ رها گردد. آيا اينها تماما بدين دليل است كه ما تظاهر كنيم فرهيخته و متمدن هستيم و ماهيت ارزشها و اعتقاداتى را كه پذيرفتهايم، درك مىكنيم؟ آيا اين فراخوانى به اصول و ارزشها، به دليل دست يافتن به يك موقعيت دينى يا سياسى يا اقتصادى است؟شما به عنوان خواننده هر ديدگاهى كه داشته باشيد،... به هر نوع هويّتى كه علاقهمند باشيد؛ سرمايهدارى، سوسياليستى،...، يهودى باشيد يا بودايى، مسيحى يا مسلمان... بياييد اين ادعاها را به يك حقيقت ملموس و اين رؤيا را به واقعيت مبدل سازيم و دلهايمان را از گناهان و كينهها بشوييم، تا توانايى خود را در راه رسيدن به يك هدف واحد افزايش دهيم.بايد همنظر باشيم كه همه اديان از سرچشمه پاك و زلالى نشأت مىگيرند؛ چون اديان آسمانى، صنع خداوند كريم و تأثير نيك او در روح انسان هستند. بايد تأكيد كنيم كه اگر شرّى باشد، ناشى از انسان است، و بايد اين سخن خداوند را بازخوانيم كه فرمود: «اِنّا اَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبيُّونَ الَّذينَ اَسْلَموُا لِلَّذينَ هادُوا» (مائده: 44)


